از دوشـواری هـایِ زنـدگـی، روزِ تـولـّدش
بـود .. کـه نـمـی دونـسـتـم چـیـکـار
کـنـم؟؟
انـقـد کـلافـه بـدم کـه دلـم مـیخـواسـت
تـک تـکِ مـوهـامـو بـِکـَنـَم..
اُدکـُلـنـِش رو بـرداشـتـم زدم بـه بـلـوزی
کـه اصـلا نـمـی دونـه پـیشِ مـنـه..
وااای خــدا بـویِ تـنـش رو مـیده..
صـبـح تـا بـعـداظـهـر بـا خـودم و
ایـن لـبـاس کـلـنـجـار رفـتـم...
انـگـار شـُسـتــه بـودنـش انـقـد
کـه بـا اشـکـام آبـیـاریـش کـردم..
دیــروز هـرکـه مـرا دیـد تـو را
نـفـریـن کـرد....
بـا یـادِ روزهـایِ بـا تـو بـودن
زنــــــده ام..
:: بازدید از این مطلب : 106
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0